سلام ای بهانه ای برای نوشتنیک سالی میشه که نیومدم و بنویسم اما خب باز هم
تولدت باعث شد بیام واسه نوشتنبه امید سلامتی و پایندگی برای خودت و اعضای خونوادت و دور بودن کرونا از همه و برای تبریک تولدت اومدم چند خطی بنویسم برایتهمه اش تقدیم نگاه پر مهرتهوای توی گل فروشی ، خاروندن ردکش جوراب ، دیر میرسی سرکلاس و استاد هنوز نیومده ، خنکی اون طرف بالش ، اسم عطرتو بپرسن ، لیسیدن انگشتهای پفکی ، وقتی نوزادی انگشتتو محکم بگیره ، بوی تن نوزاد ، وقتی خوابی یکی پتو بندازه روت ، حرف زدن بچه با خودش وقتی داره تنهایی بازی میکنه ، آخرِ سفر بشینی همه عکسهایی رو که گرفتی نگاه کنی ، وقتی کسی بهت میگه صدای خندت رو دوست داره ، وقتی خندت میگیره و خندتو نگه میداری ، بچهها بازیشونو نگه دارن تا از کوچه رد بشی ، با پای برهنه روی شنهای خیس ساحل قدم میزنی ، بوی چمن خیس … همه اینا که با خوندنشون لبخند زدی، یه دنیا لذت دارن اما هیچکدوم به پای لذت داشتن تو نمیرسن…. تولدت
مبارک کسی که تا ابد شیفته ی محبتتم!ساعتهاروزهاو ماههامنتظریتاباگفتن یک جمله کوچیک دلی را شاد کنیاما انقدر در گیر مشکلاتی کهیادت میرهیا مناسبت را فراموش میکنییا اصلا نمیدونستی چنین مناسبتی هست…..شایدازخودتدلخورشیدلگیرشیبرنجی…..امامننه دلخورمنه دلگیرمچون هنوز دیر نیستو من همین الان تصمیم گرفتم ،بگم….بزرگوارتولدت مبارک عشق قشنگم*******میدانی پری جانم من ؟؟تو را می خواهمبرای پنجاه سالگیشصت سالگیهفتاد سالگیتــــو را می خواهمبرای خانه ای که تنهاییمتو را می خواهم برای چای عصرانهتلفن هایی که می زنندو جواب نمی دهیمتورا می خواهم برای بودن در جمعمانتــــو را می خواهم برای تنهاییتو را می خواهم وقتی باران استبرای پنجره ی بستهو وقتی سرما بیداد می مقدمه ای بر آنچه که گذشت...
ما را در سایت مقدمه ای بر آنچه که گذشت دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111 تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 18:55